|
اهل"رودبارجنوبم" به قول آوینی "شهرم شبیه قصه ها"
|
سلام بر تو یار دیرینه ام!
باز زنده شدم وآمدم ! زنده نشدم متولد شدم! آمدم به خاطر تو ای وارث خون! به خاطر آن کس که از اون ارث برده ای آمدم اما این بار لباس رزم بر تن دارم ! چفیه بسیجی ام را بردوش انداخته ام! آمدم ........... به خاطر تو وارث خون ! به خاطر شما ها ای وارثان زمین! که من هم، خودم رایکی از شما ها می دانم "البته اگر لایق باشم" اگر لایق جهاد باشم می خواهم جهادی را آغاز کنم، جهاد فقر با غنا شاید در این جنگ خائن شوم ویا خادم! توکل به خدا ! ابتدا از خودم شروع می کنم،جنگ با نفس! اگر به آرشیو مطالبم نگاه کنید متوجه خواهید شد که رودبار جنوب اول مهر سال گذشته متولد شد اما اکنون با نام ونویسنده جدید دوباره زنده شد امید است که بتواند حرکت جهادی اش را به سمت خداوند ادامه دهد ودر امتداد راه "صراط الذین انعمت علیهم" حرکت کند
[ شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 10:40 ] [ جهادگر رودباری ]
[ ]
حرفایی دارم که مجال گفتن نیست! بغض گلوی قلمم را گرفته است! شاید این آخرین پست های من است! پست های من که نه حرفای توست! رودبار عزیزم! سنجری می گوید سلام مهدی جان...در وبلاگت از بد برخوردی کارمندان اداره ی برق این شهرستان یه چیزی بگین..بدبختانه همه ی کارمندانش غیر بومی هستن (جیرفتی)و بومی های ما چرا همه شون باید برن بالای تیر برق برن با انکه ما جوان بومی داریم که همین مدرکایی که غیر بومی ها گرفته ان آنها هم دارن اما بیکاررررر آخه چراااااا؟؟؟؟من خودم یه جوان 23ساله با مدرک و کارت بایان خدمت و بیکاررر آخرش هم بیکارم............. یا جهانی عزیز مطلبی دارد! سلام بر هر کسی که این نظر بنده رو میخونه..میخواستم بگم آقای شهردار چرا کوچه های روستاهای کوچک(فیروزآباد و.....)بایدآسفالت یشن ولی کوجه های توی شهر اسلام آباد نبایداسفالت باشن (شاید هم دهیارشون فعالتر بوده) اصلا آسفالت نخواستیم همین که صاف و صوف باشن هم خوبه..با آنکه اقای سالمی این نظر رو شاید نبینه...اگه میشه این تو روزنامه تون هم زده بشه آقای بهرامی اگه نزنین دیگه فایده نداره نظرای من از خدا عزت برای رودبار می خواهم وسربلندی [ چهارشنبه نهم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 21:2 ] [ جهادگر رودباری ]
[ ]
|
|
| [ طراحي : وبلاگ اسکين ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |