اهل"رودبارجنوبم"
به قول آوینی "شهرم شبیه قصه ها"
قالب وبلاگ
بسم رب الحسین

می خواستیم این اربعین متفاوت باسالهای گذشته باشد ...

به همین خاطر با اهالی صحبت شد همه به این نتیجه رسیدیم که باید دسته ای را حرکت بدیم ومانند روز عاشورا راهپیمایی کنیم بلندگوی مدرسه راکما فی السابق قرض گرفتیم (آخه بلندگوی مسجد خرابه تمام پولی را که جمع کردیم برای پوشاندن سقف مسجد پس انداز کرده ایم )

به ماشین وصل وآرام حرکت کردیم در ابتدا تعداد کم بود اما رفته رفته بر تعداد عشاق ارباب بی کفن  افزوده می شد مقداری از راه را رفتیم که رحمت خداوند نم نم شروع به باریدن کرد مردم مسر بودند که بایددسته بدون هیچ تغیری مسیر معین را ادامه بده،،

اما من نگران بودم!!!نگران فرش های مسجد، همان محلی که قرار بود ظهر در آنجا بمانیم ومهمان امام حسین باشیم !!!!

دسته پس از سینه زنی وراهپیمایی  به طرف مسجد برگشت .....به مسجدکه رسیدیم،، همان بیرون حلقه زده وشروع به سینه زنی(واحد) کردیم بعد از آن واردمسجد شدیم 

همان مسجدی که آسمان خدا،سقفشه!!! اما رنگ آسمان خدا این بار آبی نبود،ابرسقف را رنگ دیگر زده بود سینه زنی ادامه پیدا کرد بارون هم آروم آروم ادامه پیدا کرد

وهرچه شور سینه زنی مردم بیشتر می شد انگار باران پر شورتر می شد وتند تر می بارید

 حاج آقا هم انگار نه انگار که باران می بارد ....دوش به دوش مردم،دم به دم مردم دادومی خواند

در مقابل گرمای عشق به امام حسین سرما حس نمی شد.

بچه هااین نوحه را دم گرفته بودند.....

"بر سر مزار گلی ناله می کند بلبلی

مجلس عزاگرفته دختر بزرگ علی "

بچه هاخیس خیس بودند اما ادامه میدادند ....

بعضیهابا این که از شدت سرما می لرزیدند اما به سینه می زدند

مسجد صاحب الزمان عباس آباد....

 


برچسب‌ها: رودبار جنوب, رودبارکرمان
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۰ ] [ 14:34 ] [ جهادگر رودباری ] [ ]

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره       یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
یه نفر تولدش مهمونیه ،‌همه میان


[ یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ] [ 15:28 ] [ ملامحمد ] [ ]

باسمه تعالی

توجه توجه توجه توجه!!!!!!!!

یا ایهاالمسئولین ..........

بشتابید بشتابید...............

فرصت به سرعت ابر بهاری میگذرد بشتابید بشتابید...کار وبار مردم را بی خیال باشید وخود را به یکی از دانشگاه های جنوب استان کرمان برسانید

(با شما غیر بومی ها نبودم درون استانی ها وخصوصا جنوب استانی ها رو می گویم)

یک فرصت استثنایی به هدایا ومزایای ویژه تقدیر وتشکر در مراسمات به همراه لوح تقدیر....

بشتابید که  فرصت با سرعت می گذرد،،، بقیه چند ساله دارند از این فرصت های استثنایی استفاده می کنند

بشتابید برای درج در سوابق وپروند علمیتان.....

دانشگاه های جنوب استان به شدت دارند استاد جذب می کنند برای استاد شدن فقط کافی است..........

فقط کافی است مسئول رده بالای همان شهرستان،شهرستان همجوار ویا این که معرفی شده توسط مجلسی های بهارستان باشید

اصلا غصه وقت را نخورید،ما که می دانیم سر شما شلوغ است ودارید دائما در رفع مشکلات خلق الله تلاش می کنید لذا فارغ از غصه وغم وقت، فقط جلسه اول را اگه توانستید بیایید بقیه جلسات را واگذار کنید به افرادی چون مسئول دفتر،منشی ویا نیروی خدماتی دم دستتون.....

دقت بفرمایید از آنجا که دروس و واحدهایی چون ریاضیات علم یونانی است وزبان انگلیسی  زبان صهیونیست هااست  و در شان شما نیست این ها را بلد باشید وآن ها را تدریس بنمایید دروس کم اهمیت وبدون نیاز به تخصص مانند اخلاق اسلام!!!،وصایا!!!،تفسیر!!!،و..... !!!به شما داده می شود ضمنا در مراسمات وجشن ها از شما به عنوان استاد نمونه تقدیر وتشکر می شود

"حرفهایی است از یک دانشجوی فارغ التحصیل از همین دانش..حیفه بگم دانشگاه "


برچسب‌ها: رودبارجنوب, جنوب استان
[ یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ] [ 9:9 ] [ جهادگر رودباری ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام به همه اونایی که بی منت به وبلاگ ما سر می زنند ومطلبی تحت عنوان نظر برای ما می گذارند
اینجا برای تخریب هیچ شخصیتی راه اندازی نشده ، اما می خواهیم بگویم ما هم هستیم!
اینجا حاصل رنج هایی است که می بینیم!
اینجا دنیای رنج ماست درپی شادی در دنیای ما نباش!
اینجا سر زمین قصه های رودباره ، همان قصه های شهید آوینی که هنوز کاملا قصه نشده اند وبوی حقیقت می دهند!
اینجا را ببین و سعی کن باور نکنی! چون سخت است!
خانه مجازی ما بوی سیاست ندارد!
در اینجا دنبال دوست نگرد!
مهمون ما شدی ازمهمون نوازی خبری نیست!(هر چند مهمان نوازیم)
این خانه خانه جهل است پس تو ای عالم خرده مگیر!
جاهلیم و وقت عالم شدن نیست پس اصرار مکن!
خانه ما نگهبانی ندارد پس رفت وآمد ازاد ومباح است!
خانه ما گلی است پس به عنوان تکیه گاه استفاده نکن و صد البته پناه گاه!
خانه ما قبر ماست پس  ازخراب شدنش ملالی نیست!
سرگردانی وحیرانی کار ماست!پس غصه اتلاف وقت ما را نخورید!
خلاصه بگویم
«خواب آن بیخواب را یاد آورید
مرگ در مرداب را یاد آورید»
www.roodbari.ir
برچسب‌ها وب
امکانات وب
?