|
اهل"رودبارجنوبم" به قول آوینی "شهرم شبیه قصه ها"
|
پاییزسیاسی هم، زورش به این لامذهب نمی رسه! همه اومدن ورفتن ولی این لامذهب انگار با میخ به صندلی دوختنش! تکون نمی خوره بی صاحب،شایدم از بس بیت المال خورده اینقد چاقه که هیچ کس نمی تونه تکونش بده! باید دیلم اهرم کرد ،شاید یه خورده تکون بخوره! خونه ؟بیت المال! ماشین؟بیت المال! پول تلفن؟ بیت المال! پول برق؟ بیت المال! پول آب؟بیت المال! بیت المال؟بیت الحال! چه خبره؟بست نیس؟برو محلت دیگه داداش،بزار مردم زندگیشونو بکنن! عمو!!!اگه احیانا اهل نمازی قضا کن،قضا! دوسه روز پیش چندتا پیرمرد وپیرزن وخرد وکلان اومدن دست بوست تا براشون ..... درست کنی،گفتی برید به همونی که رای دادین بگید ......درست کنه! به زیارت 5تن اگه یک مرتبه دیگه،فقط یک مرتبه دیگه سر این خیالا بیایی ،اگه دو روز هم زنده وآزاد باشم کاری می کنم که ..... خدا چه کنم دیگه ؟به اینجام رسیده ! اما "فعلا نصیحت می کنم" تا بعد ببینم چه میشه! افتاد! ضمنا بی خود به کسی بر نخوره،"طلا که پاکه چه حاجتش به خاکه" طرف خودش می گیره ! گیرندش از شامه .....قوی تره!
[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 15:9 ] [ جهادگر رودباری ]
[ ]
|
|
| [ طراحي : وبلاگ اسکين ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |